مرگ جاده
زندگي قصه تقديري است
كه از اغازش بس كه آزرده شده ام
چشم به پايان دارم
پ.ن1: اين جمله اي بود كه امروز كه به كتابخونه رفته بودم روي ديوار كتابخونه نوشته بودن!!!
پ.ن2: احساس زياد خوبي ندارم!
پ.ن3: سراپا اگر زرد و پژمرده ايم ولي دل به پاييز نسپرده ايم
كه از اغازش بس كه آزرده شده ام
چشم به پايان دارم
پ.ن1: اين جمله اي بود كه امروز كه به كتابخونه رفته بودم روي ديوار كتابخونه نوشته بودن!!!
پ.ن2: احساس زياد خوبي ندارم!
پ.ن3: سراپا اگر زرد و پژمرده ايم ولي دل به پاييز نسپرده ايم
!! نوشته شده توسط جلال
| 13:13 | سه شنبه چهاردهم آبان 1387
•


