تبليغاتX
جاده

کلی حرف

1- دیشب  یهویی ADSL منم تموم شد! یادمه یه زمانی معتاد اینترنت شده بودم و روزی نزدیک 4 ساعت توی اینترنت الکی پلاس بودم! یک هفته ای هس که تو ترکم و الان که دیگه اینترنتم تموم شد. تمدیدش نمی کنم فعلا یعنی مشهد نیستم که تمدیدش کنم! یه شبانه 3-7 صبح دارم که واسه فعلا خوبه

2- از فردا احتمالا بزنم تو کار درس خوندن! پشت کنکوری شدم دیگه! 6 ماه دیگه یا شایدم 5 ماه دیگه کنکور دارم. این طرح بومی سازی هم که جدیدا اومده روی اعصاب پشت کنکوریا! می گن واسه ارشدم امسال بومی سازی رو اجرا کردن شاید واسه همین باشه که دوستم با رتبه 150 نتونست تهران قبول شه در حالی که سال قبل تا 300 تهران قبول بود! خیلی مزخرفه یکی با رتبه ی 500 توی ارشد که خونش تهرانه می تونه تهران قبول شه اما کسی با رتبه 100از یه شهر دیگه توی تهران نه! اخره تبعیضه ! آخه چی خبره بابا 80 درصد بومی و فقط 20 درصد بقیه! تازه توی تهران هم که دانشگاه های خوبه کشور اونجاس باید این طرح اجرا شه ! جالبه که این طرح رو " شورای انقلاب فرهنگی " تصویب کرده یعنی ...

3-اندیشه هام ممکنه اشتباه باشه  افکارمو ممکنه قبول نکنی  اما یه ضرب المثل ایتالیایی هس که میگه " عشق یعنی ترس از دست دادن تو" !!! منو ببخش هر کاری که فک می کنی درسته توی این زمینه انجامش بده!

4- دوستت دارم!

5- دیگه فعلا کمتر میام اینجا چیزی بنویسم. کلی کار دارم و باید حتما دانشگاه توی یه جای خاص! قبول شم!


!! نوشته شده توسط جلال | 5:35 | پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 •

واژه

 تو
   فکر   
       ترس 
             عشق
                     بهترین 
                             برگرد
                                   یک ماه
                                            سلام
                                  یک ماه 
                            میام               
                    کنکور  
              گریه
        غصه
   غم
من

!! نوشته شده توسط جلال | 11:39 | سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 •

اجی مجی لاترجی

این داستان امروز یکی به ایمیلم اومده بود! داستانش خیلی باهال بود! گفتم بزارمش اینجا شما هم بخونیدش !

يك زوج در اوايل 60 سالگي، در يك رستوران كوچيك رمانتيك سي و پنجمين سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودند.ناگهان يك پري كوچولوِ قشنگ سر ميزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجي اينچنين مثال زدني هستين و درتمام اين مدت به هم وفادارموندين ، هر كدومتون مي تونين يك آرزو بكنين. خانم گفت: اووووووووووووووووه ! من مي خوام به همراه همسر عزيزم، دور دنيا سفر كنم.
پري چوب جادووييش رو تكون داد و اجي مجي لا ترجي دو تا بليط براي خطوط مسافربري جديد و شيك QM2در دستش ظاهر شد.
حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فكر كرد و گفت:
خب، اين خيلي رمانتيكه ولي چنين موقعيتي فقط يك بار در زندگي آدم اتفاق مي افته ، بنابراين، خيلي متاسفم عزيزم ولي آرزوي من اينه كه همسري 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم.خانم و پري واقعا نا اميد شده بودن ولي آرزو، آرزوه ديگه !!!
پري چوب جادوييش و چرخوند و.........
اجي مجي لا ترجي
و آقا 92 ساله شد!
!! نوشته شده توسط جلال | 20:33 | یکشنبه دهم شهریور 1387 •

یه چند وقتیه که حوصله نوشتن ندارم!
!! نوشته شده توسط جلال | 9:19 | یکشنبه دهم شهریور 1387 •

تقسیم بندی انسان ها از دیدگاه دکتر شریعتی

 1- آنهايي كه وقتي هستند، هستند وقتي كه نيستند هم نيستند. حضور عمده آدم‌ها مبتني بر فيزيك است. تنها با لمس ابعاد جسماني آنهاست كه قابل فهم مي‌شوند . بنابراين اينان تنها هويت جسمي دارند.

 2- آناني كه وقتي هستند، نيستند وقتي كه نيستند هم نيستند (مردگاني متحرك در جهان، خود فروختگاني كه هويتشان را به ازاي چيزي فاني واگذاشته‌اند. بي‌شخصيت‌اند و بي‌اعتبار، هرگز به چشم نمي‌آيند، مرده و زنده‌شان يكي است

). 3- آنهايي كه وقتي هستند، هستند وقتي كه نيستند هم هستند (آدم‌هاي معتبر و باشخصيت، كساني كه در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودشان هم تاثير خود را مي‌گذارند كساني كه همواره در خاطر ما مي‌مانند، دوستشان داريم و برايشان ارزش قائليم

).  4- آنهايي كه وقتي هستند، نيستند وقتي كه نيستند، هستند (شگفت‌انگيز‌ترين آدم‌ها. در زمان بودنشان چنان قدرتمند و باشكوهند كه ما نمي‌توانيم حضورشان را دريابيم اما وقتي كه از پيش ما مي‌روند نرم‌نرم و آهسته آهسته درك مي‌كنيم . باز مي‌شناسيم، مي‌فهميم كه آنان چه بودند. چه مي‌گفتند و چه مي‌خواستند. ما هميشه عاشق اين آدم‌ها هستيم. هزار حرف داريم برايشان اما وقتي در برابرشان قرار مي‌گيريم، گويي قفل بر زبانمان مي‌زنند. اختيار از ما سلب مي‌شود. سكوت مي‌كنيم و غرق در حضور آنان مست مي‌شويم و درست در زماني كه مي‌روند يادمان مي‌آيد كه چه حرف‌ها داشتيم و نگفتيم. شايد تعداد اينها در زندگي هر كدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد
!! نوشته شده توسط جلال | 18:17 | چهارشنبه ششم شهریور 1387 •

RSS